چکیده
این مقاله به تحلیل تطبیقی دو ترجمه برجسته، یعنی سیدجعفر شهیدی و محمد دشتی ، از خطبه ۱۲۸ نهجالبلاغه بر اساس مدل کارمن والرو گارسس میپردازد. هدف مطالعه بررسی وفاداری به متن عربی، سبک و لحن، تصویرسازی و انتقال پیام خطبه در دو ترجمه است. چارچوب تحلیل بر اساس الگوی کارمن گارسس و در دو سطح واژگانی–معنایی و سبکی–کاربردی انجام شد. نتایج نشان میدهد که شهیدی با تمرکز بر وفاداری به متن، حفظ بلاغت و جزئیات ادبی و کلاسیک، تصویری رسمی و کلاسیک ارائه کرده است، در حالی که دشتی با رویکرد روان و سادهسازی متن، پیام خطبه را به صورت شفاف و قابل فهم برای مخاطب امروز منتقل کرده است. مطالعه تطبیقی نشان میدهد که هر دو ترجمه، مکمل یکدیگر بوده و درک جامعتری از سبک و پیام خطبه فراهم میکنند.
کلیدواژهها: ترجمه متون دینی، خطبه ۱۲۸ نهجالبلاغه، سبکشناسی، سطح واژگانی، سیدجعفر شهیدی، مدل کارمن گارسس، محمد دشتی