تحلیل ترجمه سیدجعفر شهیدی از خطبه ۹۰ نهج البلاغه براساس الگوی کارمن والرو گارسس(سطوح واژگانی و سبکی)

شناسه محتوا : 51748

1405/03/10

تعداد بازدید : 8

حمیده سادات علوی

چکیده
این پژوهش به تحلیل کیفیت ترجمه‌ی دکتر سیدجعفر شهیدی از خطبه‌ی ۹۰ نهج‌البلاغه (براساس نسخه‌ی صبحی صالح) با تکیه بر الگوی کارمن والرو گارسس در دو سطح معنایی–واژگانی و سبکی می‌پردازد. خطبه‌ی ۹۰ که مشتمل بر حمد و توصیف خداوند، اشاره‌ای به مخلوقات و توصیه‌ای خطاب به بندگان است، به دلیل ساختار بلاغی فشرده، سجع و ایجاز، برای بررسی برگزیده شده است. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کیفی است و متن خطبه در پنج بخش معنایی تقسیم و به‌صورت تطبیقی تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد شهیدی در سطح معنایی–واژگانی، معادل‌یابی نسبتاً دقیق و مقصدگرا ارائه کرده و با بهره‌گیری از بسط توضیحی، فهم مفاهیم پیچیده را تسهیل نموده است. در سطح سبکی، لحن والا، ایجاز و برخی صور خیال همچون استعاره حفظ شده، اما شدت سجع به‌سبب محدودیت‌های زبان فارسی کاهش یافته است. این بررسی نشان می‌دهد ترجمه‌ی شهیدی نمونه‌ای موفق در انتقال مفاهیم دینی و ادبی است، هرچند می‌توانست با انتخاب واژگانی موزون‌تر، بازآفرینی سجع را تقویت کند. در پایان، پیشنهادهایی برای تحلیل خطبه‌های دیگر و مقایسه با سایر ترجمه‌ها ارائه شده است.

کلیدواژه‌ها: ترجمه متون دینی، خطبه 90 نهج‌البلاغه، سبک ‌شناسی، سطح واژگانی، سیدجعفر شهیدی، مدل کارمن والرو گارسس.