چکیده
این پژوهش به تحلیل کیفیت ترجمهی دکتر سیدجعفر شهیدی از خطبهی ۹۰ نهجالبلاغه (براساس نسخهی صبحی صالح) با تکیه بر الگوی کارمن والرو گارسس در دو سطح معنایی–واژگانی و سبکی میپردازد. خطبهی ۹۰ که مشتمل بر حمد و توصیف خداوند، اشارهای به مخلوقات و توصیهای خطاب به بندگان است، به دلیل ساختار بلاغی فشرده، سجع و ایجاز، برای بررسی برگزیده شده است. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کیفی است و متن خطبه در پنج بخش معنایی تقسیم و بهصورت تطبیقی تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد شهیدی در سطح معنایی–واژگانی، معادلیابی نسبتاً دقیق و مقصدگرا ارائه کرده و با بهرهگیری از بسط توضیحی، فهم مفاهیم پیچیده را تسهیل نموده است. در سطح سبکی، لحن والا، ایجاز و برخی صور خیال همچون استعاره حفظ شده، اما شدت سجع بهسبب محدودیتهای زبان فارسی کاهش یافته است. این بررسی نشان میدهد ترجمهی شهیدی نمونهای موفق در انتقال مفاهیم دینی و ادبی است، هرچند میتوانست با انتخاب واژگانی موزونتر، بازآفرینی سجع را تقویت کند. در پایان، پیشنهادهایی برای تحلیل خطبههای دیگر و مقایسه با سایر ترجمهها ارائه شده است.
کلیدواژهها: ترجمه متون دینی، خطبه 90 نهجالبلاغه، سبک شناسی، سطح واژگانی، سیدجعفر شهیدی، مدل کارمن والرو گارسس.