چکیده
این تحقیق با هدف بررسی کاربست و کارآمدی مباحث الفاظ علم اصول فقه در تفسیر المیزان انجام شد. پژوهش بهصورت نظاممند، مفاهیم «وضع»، «ظهور»، «منطوق و مفهوم» را بهعنوان ابزارهای تحلیلی استخراج کرد و نقش هر یک را در استخراج معانی آیات قرآنی مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش از روش توصیفی- تطبیقی بهره گرفته شد؛ بدین گونه که ابتدا مباحث الفاظ اصول فقه به دقت مطالعه شد و پس از شناسایی آیات قرآنی در هر یک از موضوعات مباحث الفاظ، با مراجعه به تفسیر المیزان، به بررسی نقش هر یک از آنها در منهج تفسیری علامه طباطبایی پرداخته شد. یافتههای تحقیق نشان داد که در رویکرد تفسیری علامه طباطبایی، برای ارزیابی ظهور، سه اصل عقلائی (عدم خطا، عدم قرینه، ظهور) و روشهای احراز آن (رجوع به عرف زبانی زمان نزول، عدم وجود قرینه صارفه و انسجام سیاق) مورد ملاحظه و دقت قررا گرفته است. همچنین طبقهبندی منطوق کلام اعم از نص، ظاهر و مجمل با استفاده از قرائن و شواهد متنی، روایی و عقلانی ترکیب شده و مفاهیم موافق و مخالف نیز بر پایه موازین اصول فقه مورد توجه قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان داد که کاربست علم اصول فقه در تفسیر المیزان، یک الگوی ترکیبی و کارآمد ارائه میدهد. اصول و قواعد اصولی به ویژه مباحث وضع، حجیت ظهور و مفاهیم نقش موثری در کشف و تثبیت مراد استعمالی آیات قرآنی دارد. به بیان دیگر، علم اصول فقه نه تنها به عنوان یک چارچوب نظری برای کشف و شناسایی احکام فقهی بلکه به عنوان یک ابزاری دقیق و فنی برای کشف و تبیین الفاظ و مفاهیم قرآنی شناخته میشود. از اینرو، علم اصول فقه و مباحث دقیق آن به ویژه مباحث الفاظ میتواند بهعنوان پایهای برای پژوهشهای آینده در حوزه تفسیری‑ اصولی و کشف مسائل مستحدثه فقهی مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژگان: علم اصول فقه، مباحث الفاظ، تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، وضع، حجیت ظهور، منطوق، مفهوم.
پدیدآورندگان
استاد داور: داود غائبی
استاد راهنما: مریم اسمعیلی پرزان
نویسنده: صدیقه رفیعی چهار برج
سطح: سطح3
رشته: فقه و اصول
برگزار کننده: قم
شهر: قم
مدرسه: قم - قم - مرکز آموزشهای غیرحضوری