چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی پیامدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو سیاست مهم در تاریخ معاصر ایران میپردازد: سیاست یکجانشینی در دوره پهلوی اول و اصلاحات ارضی در دوره پهلوی دوم. در دوره رضاشاه، پس از سرکوب شورشهای عشایری، حکومت با اعمال زور اقدام به خلع سلاح عشایر و وادار کردن آنان به یکجانشینی کرد. این سیاست با هدف کنترل جمعیتهای متحرک و تقویت دولت مرکزی اجرا شد و موجب دگرگونی در سبک زندگی عشایر گردید.
در دوره محمدرضا شاه، اصلاحات ارضی با هدف تغییر نظام زمینداری آغاز شد. این اصلاحات، نظام اجارهای سنتی را به مالکیت مستقیم کشاورزان تبدیل کرد و زمینهایی به مستأجران واگذار شد. اهداف آن شامل کاهش قدرت فئودالها، جلب حمایت روستاییان و تثبیت قدرت ولیعهد بود. با این حال، اصلاحات با شتابزدگی و تحت فشار اجرا شد که منجر به پارهپاره شدن اراضی، ناکامی در تشکیل شرکتهای زراعی و عدم تحقق اهداف اقتصادی گردید.
نتایج نشان میدهد اصلاحات ارضی نهتنها به توسعه اقتصادی منجر نشد، بلکه زمینهساز تحولات سیاسی و اجتماعی گستردهای شد؛ از جمله شکلگیری جنبشهای رادیکال، چالشهای گذار از سنت به مدرنیسم، و نقش مؤثر در تغییر ساختار سیاسی دهه ۱۳۵۰ و وقوع انقلاب ۱۳۵۷.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد که سیاستهای تحولی پهلوی بیشتر تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و فشارهای خارجی اجرا شدند و پیامدهای بلندمدت آنها تأثیرات عمیقی بر جامعه ایران برجای گذاشتند.
کلمات کلیدی: اصلاحات ارضی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، پهلوي اول، پهلوی دوم.
پدیدآورندگان
استاد داور: مجید احمدی کچائی
استاد راهنما: مهدی نورمحمدی
نویسنده: رقیه داداش نژاد
سطح: سطح3
رشته: تاریخ
برگزار کننده: قم
شهر: قم
مدرسه: قم - قم - مرکز آموزشهای غیرحضوری